ستایشستایش، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 3 روز سن داره

عشق مامان و بابا

شب یلدا91

1391/10/13 13:33
168 بازدید
اشتراک گذاری

شب یلدا دختر نازم حالش خوب نبود

عسلم بدنت داغ شده بود و از اونجایی که شنیده بودم ویروس جدیدی بین بچه ها پخش شده خیلی نگران و ناراحتت بودم ،چون باباسعید سرکار بود با مرتضی و زندایی جون بردیمت بیمارستان فاطمه زهرا ، دکتر برات ٢تا آمپول تجویز کرد وقتی آمپولا رو دیدی می گفتی : دایی دایی داییگریه همین که آمپول زدی بابا سعیدتو صدا می زدی شب سختی رو گذروندیم، تا صبح چند بار پاشویت کردم می ترسیدم خوابم ببره و عسلم خدایی نکرده گریهگریهگریهتشنج کنه ، خلاصه اینکه امسال ما بخاطر مریضی شما شب یلدا نداشتیم ، ان شاالله اگر عمری باقی باشه سال دیگه تلافی میکنم.

پسندها (1)

نظرات (0)